الشيخ عباس القمي
397
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
مدرسه قرار داد و چهار مدرّس براى او تعيين كرد كه به چهار مذهب درس بگويند . « 1 » بدان كه مورّخين گفتهاند كه هر ششم از خلفاى بنى عباس يا مخلوع بوده يا مقتول ، يا مخلوع و مقتول . و اين ضابطه محكم است مگر در مستنصر ؛ زيرا كه او خليفه سى و ششم و ششمِ هر ششم است كه نه مخلوع گشت و نه مقتول ، بلى اگر بعد از مقتدر بالله ، عبدالله بن المعتز مرتضى بالله در عِدادِ خلفا شمرده شود ، چنانچه دَميرى كرده ، ضابطه به جاى خود محكم است و إلّاآن قاعده منتقض خواهد بود . و ممكن است گفته شود - چنانچه دميرى گفته - اگر چه مستنصر از خلافت خلع نشد الّا آنكه چون لشكر تتار در ايام او قوّت گرفتند و جملهاى از بلاد اسلام را تسخير كردند و بگرفتند ، اين اعظم و اطم « 2 » از خلع خواهد بود ؛ چه آنكه ديگر از براى بنى عباس در عراق امرى نماند و بعد از مستنصر ديگر از بنى عباس در عراق خلافت نكرد جز يك نفر كه پسرش مستعصم باشد و او را بكشتند و دولت آل عباس در عراق منقرض شد . روز يازدهم در اين روز ، سنهء 398 ، بديع الزمانِ همدانى ، احمد بن الحسين ، فاضل شاعر امامى در هرات وفات يافت . « 3 » گويند كه سكته كرده بود ، گمان كردند كه مرده است ، او را دفن كردند ، در قبر به هوش آمد و صدا بلند كرد ، چون قبر را شكافتند ، ديدند كه دست خود را بر ريش خود گرفته و از هول قبر وفات كرد . « 4 » و بديع الزمان مبدعِ مقامات
--> ( 1 ) . رك : تاريخ الاسلام ، ج 46 ، ص 452 - 456 . ( 2 ) . اطم : سنگين . ( 3 ) . وفيات الأعيان ، ج 1 ، ص 129 ، ش 52 « بديع الزمان الهمذانى » ؛ سير أعلام النبلاء ، ج 17 ، ص 68 ، ش 35 « البديع » ( 4 ) . وفيات الأعيان ، ج 1 ، ص 129 ، ش 52 « بديع الزمان الهمذانى » .